خانه / خانه داری / قصه شب / داستان کودکانه چه کسی مشق شب پاتریک را نوشت؟

داستان کودکانه چه کسی مشق شب پاتریک را نوشت؟

پاتریک پسری بود که بازی کردن را به جای نوشتن مشق شب و درس خواندن ترجیح می داد. او می گفت نوشتن مشق شب بسیار خسته کننده است. من ترجیح می دهم  بیس بال و بسکتبال و نینتندو بازی کنم.

معلمان پاتریک به او می گفتند: “پاتریک! آیا تکالیف خود را انجام دادی؟ اگر درس نخوانی و تکالیفت را انجام ندهی چیزی یاد نمی گیری و مجبوری باز هم در همین کلاس بمانی.

داستان کودکانه
داستان کودکانه

 

اما پاتریک چه کاری می توانست انجام دهد؟ او از نوشتن تکالیف متنفر بود.

روزها همین گونه سپری می شدند. تا این که در یک روز گربه پاتریک با یک عروسک کوچک بازی می کرد. ناگهان پاتریک متوجه چیز عجیبی شد!

پاتریک در عین ناباوری و تعجب دید که چیزی که گربه با آن بازی می کند یک عروسک نیست. بلکه یک مرد کوتوله است. او یک پیراهن پشمی قدیمی داشت و یک کلاه بلند که بسیار شبیه یک جادوگر بود.

مرد کوتوله فریاد زد: “من را نجات بده. من از گربه می ترسم. اگر نجاتم دهی هر آرزویی داشته باشی برآورده می کنم. قول می دهم.

پاتریک نمیتوانست باور کند که چقدر خوش شانس است! او به آرزوی خود رسید. این مرد کوتوله راه حل همه مشکلاتش بود.

بنابراین پاتریک گفت: “تنها در صورتی تو را نجات می دهم که همه تکالیفم را انجام دهی.  تا پایان سال تحصیلی، 35 روز باقی مانده است. اگر  درست کارت را انجام دهی، می توانم نمره قبولی در حد عالی را دریافت کنم.”

 

 

چهره مرد کوتوله در هم رفت. قیافه اش مانند دستمال کاغذی چروکیده شده بود. گوشه ای نشست و زانوهایش را بغل کرد.

کمی فکر کرد و سپس جواب داد: باشه قبول می کنم.

مرد کوتوله سر قولش ایستاد. او شروع به نوشتن تکالیف پاتریک کرد. اما او همه چیز را نمی دانست. مثلا تاریخ را بلد نبود. جواب ریاضی ها و معنی بسیاری از لغات را هم نمی دانست.

از این رو به پاتریک گفت تو باید به من کمک کنی.

باید به کتابخانه برویم و کتاب های زیادی را مطالعه کنیم.

از آن روز به بعد پاتریک همه سعی و تلاشش را کرد.

هر روز با مرد کوتوله به کتابخانه می رفت و تا دیر وقت درس می خواند و تحقیق می کرد.

 

زمانی که به خانه می آمد از شدت خستگی روی تخت می افتاد و خوابش می برد. احساس می کرد چشمانش از شدت خستگی باز نمی شوند.

سرانجام آخرین روز مدرسه از راه رسید. روزی که نتیجه زحمت و تلاش همه دانش آموزان مشخص می شد.

پاتریک نه تنها تمام تکالیف خود را به بهترین شکل ممکن نشته بود، بلکه نمره های عالی هم در درسهایش کسب کرده بود.

 

او خوشحال بود. تمام مربیان و هم کلاسی هایش هم خوشحال بودند و تعجب کردند که چگونه پاتریک در این مدت کوتاه چنین موفقیتی کسب کرده است.

علاوه بر معلمان و هم کلاسی ها، پدر و مادر پاتریک هم بسیار متعجب بودند. آن ها می گفتند چه اتفاقی برای پاتریک افتاده است. او اکنون یک بچه درس خوان و منضبط بود. اتاق خود را تمیز می کرد، کارهای خود را انجام می داد، خوشحال بود، هرگز بی ادبی نمی کرد. مثل اینکه او یک نگرش کاملا جدیدی برای زندگی پیدا کرده بود.

پاتریک فکر می کرد این مرد کوتوله بوده است که موجب موفقیتش شده است

اما من این راز را به شما می گویم که هیچ کس به غیر از سعی و تلاش خودش به موفق شدنش کمک نکرد.

منبع:

magickeys.com

 

این قصه برای اولین بار توسط مجله ایران پخت ترجمه و منتشر شده است. لذا انتشار این داستان با ذکر ایران پخت با عنوان منبع اخلاقی می باشد.

 

 

داستان کودکانه چه کسی مشق شب پاتریک را نوشت؟
5 (100%) 2 votes

درباره article

حتما ببینید

دختر پادشاه

قصه کودکانه دختر پادشاه

در زمان قدیم پادشاهی بود که هفت پسر داشت و از دختر بدش می آمد. …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

چهار + 15 =