یک کارگر با حقوق ۲۰ میلیونی چه زمانی خانهدار میشود؟
معاون وزیر راه و شهرسازی میگوید خانوارهای شهری با پسانداز یکسوم درآمد خود، بهطور متوسط پس از ۲۶ تا ۲۷ سال میتوانند خانهدار شوند؛ اما یک فعال کارگری با محاسبه قیمت یک واحد ۵۰ متری در تهران و درآمد ماهانه ۲۰ میلیون تومانی، این زمان را حتی با فرض پسانداز نیمی از حقوق، ۱۰۴ سال برآورد میکند؛ اختلافی که بار دیگر شکاف میان محاسبات رسمی و توان واقعی خرید مسکن مزدبگیران را به موضوع بحث تبدیل کرده است.
در شرایطی که خانهدار شدن و حتی ادامه اجارهنشینی برای میلیونها خانوار کارگری و حقوقبگیر دشوار شده و کوچ اجباری از مناطق مرکزی شهرها به حاشیهها و سکونتگاههای غیررسمی افزایش یافته است، اظهارات تازه معاون مسکن و ساختمان وزیر راه و شهرسازی درباره زمان انتظار برای خرید خانه با انتقاد فعالان کارگری روبهرو شده است.
حبیبالله طاهرخانی، معاون مسکن و ساختمان وزیر راه و شهرسازی، روز چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵ در گفتوگو با رسانهها، محاسبات کارشناسان درباره نیاز به حدود یک قرن زمان برای خانهدار شدن در ایران را زیر سؤال برد و مبنای این برآوردها را مورد انتقاد قرار داد.
طاهرخانی در این گفتوگو اظهار کرد: «مشخص نیست این افراد محاسبات را چگونه انجام داده و مبنای این اظهارنظرها چیست. این افراد ظاهراً کمدرآمدترین فرد را ملاک قرار میدهند، سپس متوسط قیمت مسکن در تهران را در نظر میگیرند و میگویند یک نفر برای خانهدار شدن به ۱۰۰ سال زمان نیاز دارد؛ اگر فرض کنیم کارگری با حداقل دستمزد بخواهد در محلهای مانند آرژانتین تهران ساکن شود، مشخص است که خانهدار شدن این فرد به ۱۰۰ سال زمان نیاز دارد!»
معاون وزیر راه و شهرسازی با اشاره به شیوه محاسبه شاخصهای مسکن در کشورهای مختلف گفت که در این محاسبات، «متوسط قیمت مسکن شهری» و «متوسط درآمد» مبنا قرار میگیرد. او همچنین معتقد است برخی کارشناسان با سادهسازی محاسبات و خلط دو مفهوم «دوره دسترسی» و «دوره انتظار»، به اعداد متفاوتی میرسند.
طاهرخانی بر اساس آمارها و محاسبات وزارت راه و شهرسازی تا آبان ۱۴۰۵ اعلام کرد: «متوسط طول دوره دسترسی به مسکن در مناطق شهری ۸.۵ سال است؛ به این معنا که فرد تمام درآمد خود را پسانداز کند و به خرید مسکن اختصاص دهد. اما در محاسبه طول دوره انتظار، فرض بر این است که فرد یکسوم درآمد خود را پسانداز میکند و بنابراین، با رقمی حدود ۲۶ تا ۲۷ سال برای دوره انتظار مسکن شهری مواجه هستیم.»
با این حال، این اظهارات از سوی منتقدان سیاستهای مسکن با واکنش مواجه شده است. منتقدان معتقدند فرض پسانداز یکسوم درآمد برای خانوارهای کارگری و حقوقبگیر، با واقعیت هزینههای زندگی و سطح دستمزدها همخوانی ندارد.
از سوی دیگر، اشاره معاون وزیر به سکونت کارگر در محلهای مانند آرژانتین تهران نیز با انتقادهایی همراه شده است. به باور منتقدان، مسئله اصلی فقط ناتوانی در خرید خانه در مناطق گرانقیمت پایتخت نیست، بلکه بسیاری از خانوارهای حقوقبگیر حتی در محلههای جنوبی تهران، شهرری، اسلامشهر، کرج و حاشیه کلانشهرها نیز برای تأمین هزینه رهن و اجاره یک واحد کوچک با مشکل مواجهاند.
پسانداز برای کارگر یک شوخی تلخ است
فرامرز توفیقی، فعال کارگری و کارشناس سبد معیشت، محاسبات معاون وزیر راه و شهرسازی درباره دوره انتظار مسکن را مورد انتقاد قرار داد و با استناد به آمارهای رسمی، فاصله میان درآمد و هزینه خانوارهای کارگری را تشریح کرد.
توفیقی در ابتدای سخنان خود با انتقاد از تکرار چنین موضعگیریهایی در دولتهای مختلف اظهار کرد: «متأسفانه شنیدن اینگونه اظهارنظرها از سوی مسئولان در دولتهای مختلف به پدیدهای تکراری تبدیل شده و عجیب هم نیست؛ بزرگترین مشکل ما همواره این بوده که نپذیرفتهایم حکمرانی یک علم است و باید از قانون و منطق علمی تبعیت کند؛ با سخنان گزاف و بیمبنا نمیتوان واقعیات جامعه را تغییر داد.»
این کارشناس سبد معیشت با اشاره به تازهترین آمارهای تورمی مرکز آمار و ارقام کمیته دستمزد گفت: «بیایید محاسبات ما را کنار بگذاریم و بر اساس اعداد خود آقایان جلو برویم. همزمان با انتشار گزارش جدید تورم از سوی مرکز آمار، اعضای کمیته دستمزد وزارت کار اعلام کردهاند که هزینه سبد معیشت خانوار ـ تازه پس از تعدیلها و سانسورهایی که روی سبد واقعی ۱۰۰ میلیون تومانی انجام دادهاند ـ به حدود ۸۰ میلیون تومان رسیده است. این عدد را من نمیگویم، مرجع رسمی مرتبط با تعیین دستمزد میگوید.»
وی افزود: «حال بگویید کدام کارگر در ایران ۸۰ میلیون تومان حقوق میگیرد؟ دریافتی کارگران در ایدهآلترین شرایط به حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیون تومان میرسد و تنها درصد بسیار ناچیزی در برخی کارگاههای خاص شاید دریافتی بالای ۵۰ میلیون تومان داشته باشند که آنها هم باز از سبد معیشت عقب هستند. بنابراین فاصله میان آنچه میگیریم و آنچه خرج میکنیم از زمین تا ثریاست. در چنین شرایطی که جامعه دستمزدبگیر و بازنشسته حتی توان مستأجر ماندن را هم ندارد و در گذران روزمره زندگی لنگ میزند، واژه پسانداز کلمهای مسخره و خندهدار است.»
چرتکه خرید خانه ۵۰ متری در تهران / ۱۰۴ سال انتظار، نه ۲۷ سال!
توفیقی در ادامه با انتقاد از میانگینگیریهای مورد استفاده وزارت راه و شهرسازی تصریح کرد: «شاید این مقام مسئول در محاسبات خود یکسری روستاها و شهرهای بسیار دورافتاده را ملاک قرار داده که معمولاً کارگاه، کارخانه و شرکتی در آنها وجود ندارد و اگر کارگری پیدا شود و بتواند نیمی از حقوقش را پسانداز کند، شاید روزی در آنجا خانهدار شود! اما کارگر و کارمند پیش از هر چیز به کار نیاز دارد و نزدیکی به محل کار در شهرهای صنعتی، از اوجب واجبات است.»
این فعال کارگری با استناد به آمارهای رسمی درباره قیمت مسکن خاطرنشان کرد: «پیشنهاد میکنم معاون وزیر راه به آمارهای رسمی خودشان رجوع کند تا ببیند میانگین قیمت هر متر مربع مسکن در تهران در شهریورماه ۱۴۰۵ که هنوز آمار مهر و آبان هم در آن لحاظ نشده، به حدود ۲۵۰ تا ۲۷۰ میلیون تومان رسیده است. ما کف همین میانگین یعنی متری ۲۵۰ میلیون تومان را برای یک واحد ۵۰ متری در نظر میگیریم که قیمت کل آن ۱۲ میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان میشود.»
وی تأکید کرد: «حال اگر با نگاهی کاملاً انتزاعی و رؤیایی فرض کنیم کارگری ماهی ۲۰ میلیون تومان حقوق میگیرد و ماهانه ۱۰ میلیون تومان آن، یعنی نصف دریافتی خود، را هم پسانداز میکند، تقسیم ۱۲.۵ میلیارد تومان بر ماهی ۱۰ میلیون تومان، معادل ۱,۲۵۰ ماه یعنی ۱۰۴ سال است! در برابر این عدد، ادعای خانهدار شدن با ۲۷ سال انتظار واقعاً شبیه یک کمدی است.»
غفلت از عدم قطعیت اقتصادی و رسیدن به خانه در آستانه پایان عمر
این کارشناس سبد معیشت، نادیده گرفتن تورم در محاسبات وزارت راه و شهرسازی را یکی دیگر از ایرادهای این برآورد دانست و گفت: «آیا این مقام مسئول، ایران را با کشورهایی مقایسه میکند که تورم ثابت و نزدیک به صفر دارند؟ در شبکههای اجتماعی میبینیم شهروندان کشورهای باثبات، فاکتور خرید امروز یک فروشگاه را با فاکتور چند دهه قبل همان فروشگاه مقایسه میکنند و قیمتها تکان نخورده است؛ اما در اقتصاد ما قیمت مرغ در عرض یک هفته دهها هزار تومان در هر کیلو نوسان میکند و بالا میرود.»
وی ادامه داد: «بد نیست آقایان پیش از طرح این اعداد، مبحث ریاضی و آماری عدم قطعیت را مطالعه کنند. در شرایطی که عدم قطعیت حرف اول و آخر را در اقتصاد ما میزند و تورم نقطهبهنقطه هر ماه رکوردهای پس از جنگ جهانی دوم را جابهجا میکند، چه ضمانتی وجود دارد که با پسانداز امروز بتوان ۱۰ یا ۲۰ سال دیگر در این فضای بیثبات و غیرقابل پیشبینی، صاحب خانه شد؟»
توفیقی در پایان خاطرنشان کرد: «وظیفه حاکمیت سخنرانی نیست. این مسئولان به جای طرح چنین ارقامی، کمی تأمل کنند که خود عدد ۲۷ سال انتظار یعنی چه! اگر شاخص امید به زندگی را کنار بگذاریم و به واقعیت میانگین سن و فرسودگی در استانهای کشور نگاه کنیم، جوانی که در ۲۰ سالگی وارد بازار کار شود، با ۲۷ سال انتظار در آستانه ۵۰ سالگی و در دوران فرسودگی و پایان توان جسمیاش تازه به زعم آقایان به نقطه خرید مسکن میرسد. از اینرو اظهارات معاون وزیر راه سخنی بیپایه است و به گفتاردرمانیهای رایج و همیشگی مسئولان شباهت دارد.»
منبع: ایلنا
